الشيخ رسول جعفريان

142

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

فرمانده سپاه را عبد الله بن عباس دانسته است . « 1 » كسانى نيز قيس بن سعد را فرمانده دانسته‌اند . « 2 » البته پس از فرار عبيد الله ، قيس فرماندهى سپاه را عهده‌دار شد . گويا ترديدى در اين كه امام عبيد الله را انتخاب كرده وجود نداشته باشد . « 3 » از دلايل عمدهء انتخاب عبيد الله آن بود كه امام در آن جو ترديد ، بهترين شانسى كه براى اين كار داشت آن بود كه فردى از خاندان خود را براى اين كار برگزيند . افزون بر آن ، عبيد الله ، كينهء شديدى نسبت به معاويه داشت ؛ زيرا چندى پيش از آن ، بسر بن ارطاة ، يكى از فرماندهان معاويه ، در حمله‌اى كه به حجاز كرد ، دو فرزند عبيد الله را در پيش چشمان مادرشان سر بريد . در عين حال امام احتياط را از دست نداد و دو معاون براى عبيد الله برگزيد . يكى قيس بن سعد و ديگرى سعيد بن قيس . امام آنان را بسوى دشمن فرستاد و خود عازم ساباط مدائن شد . پيش از ترك آنان به عبيد الله نصايحى كرد : الن جانبك ، برخوردت را نرم گردان . ابسط وجهك ، روى خود را گشاده دار . افرش لهم جناحك ، مردم را زير چتر محبت خود گير . ادنهم من مجلسك ، آنان را به مجالس خود نزديك كن . و شاور هذين ، با اين دو نفر مشورت كن . فلا تقاتله حتى يقاتلك ، قبل از آن كه جنگ را شروع كنند ، تو جنگ را آغاز مكن . امام به وى سفارش كرد كه اين مردم بقاياى كسانى هستند كه مورد اعتماد امام على عليه السّلام بودند . سپس به وى فرمودند تا به سمت فرات رفته ، از آنجا راهى مسكن شده و در برابر معاويه بايستد . و آنگاه همانجا بماند تا او در پى وى برسد . « 4 » امام خود راهى ساباط مدائن شد . دينورى مىگويد : معاويه سپاهى را به فرماندهى عبد الله بن عامر بن كريز به سوى انبار فرستاد تا از آنجا به سوى مدائن پيشروى كند . امام كه وضع را چنين ديد خود عازم مدائن شد . « 5 » حادثه‌اى كه در آنجا اتفاق افتاد و همهء مورخان آن را گزارش كرده‌اند حملهء خوارج به امام است . مورخانى چون دينورى ، بلاذرى و ابو الفرج اصفهانى - و حتى

--> ( 1 ) . نك : ترجمة الامام الحسن عليه السّلام ، ابن سعد ، ص 168 ( 2 ) . ترجمة الامام الحسن ، ابن عساكر ، ص 176 ( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 34 ( 4 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 71 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 40 ( 5 ) . اخبار الطوال ، ص 216